هوش عاطفي يكي از آخرين دستاورد هاي بشر درحوزه روان شناسي است. به راستي هوش عاطفي چيست؟ چه اهميتي دارد؟ از چه اجزايي تشكيل شده است؟ چگونه شكل گرفت؟آيا قابل افزايش است؟ و .... مقاله حاضر قصد دارد هر چند مختصر به سوال هاي مذكور پاسخ دهد.
براي جواب دادن به اين سؤال كه هوش عاطفي چيست ؟ بايد بگوييم هوش عاطفي تركيبي است از شناخت و هيجان - هوش و عاطفه – عقل و احساس، يعني جايي كه مغز و قلب به هم پيوند مي خورند.. همچنين هوش عاطفي ، به معناي استفاده از عواطف براي حل مسائل و داشتن يك زندگي مفيد ، خلا قانه و سازنده تعريف شده است.. البته تعريفي كه امروزه از هوش عاطفي مورد قبول واقع گرديده ، اين است : توانايي درك و فهم عواطف خود و ديگران به منظور ارزيابي افكار وخلق وخو و تنظيم آن ها به گونه اي كه موجب تعالي و رشد شناختي و عاطفي شود.
اما در مورد سوال دوم يعني اهميت هوش عاطفي بايد گفت كه به اعتقاد صاحب نظران، هوش عاطفي ميتواندكاربردها و تاثيرات مهمي در فعاليت هاي گوناگون آدمي چون رشد شغلي و حرفه اي ، زند گي خانوادگي و زناشويي ، تعليم تربيت و… داشته باشد. امروزه نتايج پژوهش هاي انجام شده در مورد هوش عاطفي نشان مي دهد افرادي كه از هوش عاطفي بالا برخوردارند، در تمامي جنبه هاي زندگي موفق مي باشند و برعكس، افراد داراي هوش عاطفي پايين با مشكلات متعدد عاطفي ، اجتماعي ، شغلي ، زناشويي، تحصيلي و .... دست به گريبانند. به عنوان مثال، در پژوهش هاي صورت گرفته، بين پيشرفت شغلي، كارايي در مديريت ، رضايت مندي از زندگي زناشويي ، پيشرفت تحصيلي و سلامت رواني با هوش عاطفي همبستگي مستقيم و معناداري بدست آمده است اين در حالي است كه رابطه بين اختلال هاي رواني ، اعتياد، نارضايتي شغلي ، افت تحصيلي ، انواع بيماري هاي جسمي با هوش عاطفي ، معكوس و معنادار مي باشد.
حال با توجه به اهميت زيادي كه هوش عاطفي دارد سوال بعدي اين است كه هوش عاطفي از چه مولفه ها و اجزايي تشكيل شده است؟ در اين ارتباط دانيل گلمن به عنوان يكي از پيشگامان حوزه هوش عاطفي معتقد است كه هوش عاطفي از پنج مولفه تشكيل شده كه عبارتند از :
1 – خودآگاهي: آگاهي از افكار ، ايده ها، توانمنديها ، نقاط ضعف ، علايق ، حالات روحي و به طور كلي آگاهي از وضعيت دروني خود.
شامل: خودآگاهي عاطفي و اعتماد به نفس
2- خود نظم دهي: توانايي كنترل يا تغيير جهت دادن فعاليت ها و تمايل به تعويق انداختن واكنش هاي خود. شامل: خود كنترلي، قابل اعتماد بودن و نوآوري
3- خود انگيختگي : ميل وافر به تلاش و دنبال كردن اهداف خود با انرژي و پشتكار.
شامل: انگيزه پيشرفت، ابتكار و خوش بيني
4- همدلي: توانايي درك ديگران و تبحر در رفتار با ديگران مطابق واكنش هاي هيجاني آنها.
5- مهارتهاي اجتماعي: مهارت در اداره و مدريت روابط خود با ديگران
شامل : نفوذ، مديريت تعارض و توانش هاي اجتماعي .
البته گفتني است كه بعد از گلمن صاحب نظران ديگري دسته بندي هاي مفصل تري ارائه كرده اند. طبق يكي از جديدترين اين ديدگاه ها، هوش عاطفي به پنج مقوله و 15 مولفه تقسيم شده كه عبارتند از :
1- توانايي هاي درون فرد ي : شامل : خودآگاهي عاطفي، حرمت نفس، جرات ورزيع استقلال ، خود شكوفايي .
2- توانايي هاي بين فردي: شامل : همدلي ، مسووليت پذيري اجتماعي ، روابط يبن فردي.
3- توان سازگاري: شامل : انعطاف پذيري، واقعيت آزمايي، حل مساله.
4- مديريت استرس : شامل : كنترل تكانه هاي هيجاني ، مقابله با استرس.
5 – خلق و خوي عمومي: شامل:خوش بيني ، شادكامي.
در پاسخ به سوال سوم يعني سير شكل گيري مفهوم هوش عاطفي بايد گفت كه گرچه بحث هاي فلسفي در مورد رابطه بين تفكر و عاطفه به بيش از 2000 سال پيش بر مي گردد اما مفهوم هوش عاطفي از بطن روان شناسي علمي ظهور پيدا كرد.كه در اين قسمت ما به فعاليت هاي روان شناسي از سال 1900 ميلادي تا حال حاضر اشاره مي كنيم. اين سال ها را مي توان به پنج دوره تقسيم كرد :
1- سال هاي 1969 – 1900 : در اين دوره مطالعه پيرامون هوش و عاطفه به صورت مجزا و جداگانه صورت مي گرفت. در زمينه هوش، فعاليت ها به ساخت اولين آزمون هوشي انجاميد اما در حوزه عاطفه، مسأله مرغ و تخم مرغ در مورد هيجانها مطرح بود.
2- سال هاي 1989- 1970 : اين دوره را مي توان دوره ي مطالعات اوليه در مورد هوش عاطفي دانست زيرا بررسي علمي در مورد تأثير متقابل شناخت و عاطفه بر يكديگر مطرح شد و نظريه هوش هاي چندگانه گاردنر ارائه گرديد.
3- سال هاي 1993 – 1990: طي اين دوره با انتشار اولين مقالات در مورد هوش عاطفي توسط ماير و سالوي، مفهوم هوش عاطفي وارد ادبيات روان شناسي شد و همچنين اولين مقياس هاي ارزيابي هوش عاطفي ساخته شد.
4- سال هاي 1997– 1994 : اين دوره را مي توان دوره ي رواج مفهوم هوش عاطفي دانست زيرا با انتشار اولين كتاب در مورد هوش عاطفي توسط دانيل گلمن در سال 1995 محافل علمي و اذهان عمومي با اين مفهوم بيشترآشنا شدند.
5 - از سال 1998 تاكنون كه به عنوان دوره ي نهادينه شدن مفهوم هوش عاطفي در محافل علمي
از آن ياد مي شود و تلاش ها و پژوهش هاي علمي در جهت شفاف سازي هرچه بيشتر اين مفهوم به پيش مي رود
اما در مورد افزايش هوش عاطفي بايد يادآور شد كه تقويت و توسعه مجموعه توانايي هاي هوش عاطفي از طريق آموزش و تمرين امكان پذير است و به عنوان يكي از راهكارهاي مهم براي توانمند ساختن انسان هاي كارآمد در حاضر ، روان شناسان پيشنهاد مي كنند كه برنامه هاي آموزش هوش عاطفي بايد در خانواده ها و مدارس مورد توجه جدي قرار گيرد .
ادامه دارد....
منبع : كتاب " هوش عاطفي در زندگي روزمره " ، نوشته : سياروچي ، فورگاس و ماير.
ترجمه : اصغر نوري و حبيب ا... نصيري.
هوش عاطفي در تعليم و تربيت
تهيه و تنظيم : اصغر نوري

